Error: Embedded data could not be displayed. حس غریب - یادایام
X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
شنبه 4 خرداد‌ماه سال 1392
حس غریب

امشب یه حس عجیبی داشتم

حسی که خودم یادم نمیاد تا حالا تجربه کردم یا نه

خیلی عجیب بود

دلم میخواست گریه کنم

دلم میخواست زار زار گریه کنم

تو ماشین این همکارمون نشسته بودم و منو داشت میرسوند خونه عمومگراستا یادم رفت بگم که الان یک هفته است مشهدم

یک ماموریت کاری و بسیار خسته کننده

آخه گوش شیطون کر میخوام چند روزی به خودم مرخصی بدم

خلاصه

بغض گلوم رو کرفته بود

اشک تو چشمهام جمع شده بود

و من، دچار یه حس غریب بودم

دلم یک آغوش بی دغدغه میخواست با کلی گریه

دلم میخواست یکی سوپاپ مغزم رو فشار بده تا کلی خالی بشم

پروسه کنترل فشار مغزم دچار اختلال شده!

همین.