Error: Embedded data could not be displayed. جمعه - یادایام
X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
جمعه 11 مهر‌ماه سال 1393
جمعه
جمعهٔ ساکت/ جمعهٔ متروک/ جمعهٔ اندیشه های تنبل بیمار/ جمعهٔ خمیازه های موزی کشدار/ جمعهٔ بی انتظار/ جمعهٔ تسلیم /خانهٔ خالی / خانهٔ دلگیر / خانهٔ در بسته بر هجوم جوانی/ خانهٔ تاریکی و تصور خورشید / خانهٔ تنهائی و تفأل و تردید / خانهٔ پرده، کتاب، گنجه، تصاویر/ آه، چه آرام و پرغرور گذرداشت/ زندگی من چو جویبار غریبی/ در دل این جمعه های ساکت متروک/ در دل این خانه های خالی دلگیر/ آه، چه آرام و پر غرور گذر داشت /

( فروغ فرخزاد )
-----------------
حالم هیچ خوب نیست.
فشار از همه طرف. 
هنوز بعد از گذشت چند ماه سکان زندگی جدید رو نتونستم به خوبی کنترل کنم.
اشتباه میکنم.
خوب فهمیده نمیشم.
یا من خوب حرف نمیزنم و یا خوب شنیده نمیشم.
غرورم رو از دست دادم.
قدرتم رو. 
نمیتونم خوب فکر کنم.
از جدایی خوشحالم، اما 11 سال زندگی سگی هنوز داره باهام میاد. با حرفهام دوستم رو میرنجونم. گلپسر شده سرباز نفوذی دشمن و از درون داره باهام میجنگه.
از گلپسر دلخورم . اونی نیست که من میخوام و آرزوش رو داشتم. از جمعه ها بدم میاد . از تنهایی بدم میاد ولی تقریباً همه جمعه ها رو تنهام.
خانواده پدری فکر میکنند تنها نیستم و دوست دارند راحت باشم اما حقیقت اینه که تنهام.
افکار احمقانه و اشتباه سلطه رو بر نفس تنگ کرده و کمبود اکسیژن من رو بی حال و خوابابوده کرده.
افکاری که اگر درست باشند بی شک قلبم هم به نفس خواهد پیوست.
سردرد های گاه و بیگاه اینروزها نتیجه حماقت خودمه.
ضعیف.  مرد ضعیف. مردی که دوستش فکر میکنه یک هرزه است و خودش یک دلشکسته.  مردی که همه کسش شده است او و او با شک و تردیدی که حق دارد به همه چیز مینگرد.
بعد از ظهر جمعه دلگیر
بی حس و حال
با توهمات احمقانه و غم انگیز در سر.