Error: Embedded data could not be displayed. نوروز 94 - یادایام
X
تبلیغات
نماشا
رایتل
جمعه 7 فروردین‌ماه سال 1394
نوروز 94

از زمانی که من و زن با هم پیمان دوستی بستیم، معجزه ای رخ داده و ما کماکان در آن معجزه هستیم.

شاید از 4 دی و شاید هم از قبل از آن.

وقتی این روزهایخودم رو با این روزها من در سال 93 مقایسه میکنم، تفاوت فاحشی رو احساس میبینم.

میبینم که من آزاد شده ام از بند زندان بان، و میبینم که من و ما، بیشتر تحت تاثیر آن معجزه پیش رفته ایم.

سالها زندگی بد، از من مردی کمی ترسو و پر اشتباه ساخته، و تجربیات تلخ گذشته زن، ترسی بیشتر را در دل او و حتی خانواده اش بوجود آورده.

من قدم به قدم در حال پیشروی هستم و ذره ذره دارم زن رو به عنوان همراه همیشگی خودم در ادامه این زندگی معرفی میکنم.

حاشا بگویم که افتخاری برای من به نام زن وجود دارد. حاشا بگویم با زن، آینده ای خوب و عالی برای خودمان در کنار هم میبینم و میبینم که گنجینه افتخارات من، با زن تکمیل خواهد شد.


سال 93، با تمام خوبی ها وبدی هاش، که با مشکلات شروع شد و با جنگ ادامه یافت و با آزادی تثبیت شد، و در یک چهارم نهایی با مشکلات بسیار به من و زن و رابطه ما فشار آورد، بالاخره تمام شد.

تا آخرین روز هم ضربه زد. تا 29 اسفند حتی.

ولی خب، در آینده زندگی من، سال 93 نقطه عطفی خواهد بود.


سال 94، با سختی و دلخوری و دلتنگی شروع شد ولی از اینجا به بعد رو شیرین و زیبا میبینم.

میبینم که معجزه، کائنات، خدا، انرژی یا هر چه صدایش میکنند، در حال نزدیک کردن ما به آرامش است و روزهای خوب جبران کننده روزهای بد، در پیش روست.


زن، مرد اینجا رسماً اعلام میکند که عاشق توست، و قبله گاه آینده او، تو هستی و خواهی بود.

مرد اینجا اعلام میکند که همه چیز با کمک زن، مرد و معجزه خوب خواهد شد و ما در کنار هم آینده ای عالی خواهیم داشت.

مرد، تو را دوست دارد.