Error: Embedded data could not be displayed. فراتر از ترس - یادایام
X
تبلیغات
زولا
دوشنبه 16 شهریور‌ماه سال 1394
فراتر از ترس

یه موقع هایی، مثل اینروزها، چیزی مثل یک ترس، شاید فراتر از ترس، تمام وجود من رو در بر میگیره.

حسی مبهم و وحشتناک. مثل یک کابوس ترسناک، که وقتی میخوای تعریف کنی، نمیدونی چی بوده و چرا ترسناک بوده و چرا آزاردهنده. فقط میدونی که تو ترسیده بودی و یک کابوس بوده.

کابوسی که شاید از کودکی با تو بوده، و حتی هنوز هم هست. و تو هیچوقت نمیدونی، و نمیفهمی چرا این کابوس ترسناک بوده و چرا با تو هست.

اصولاً آدم ترسویی نیستم، و اتفاقاً بعضی وقتها بیشتر از اونی که باید نترس بودم و بی کله جلو رفتم و تاوانش رو هم پس دادم. دلیلش هم این بوده که زندگیم، عمرم و حتی سلامتیم برام اونقدرها که باید مهم نبوده. من برای از دست دادن مهم های زندگیم میترسم. حالا که مهمی توی زندگیم هست، چیزی فراتر از ترس هم با من هست. و ترسم از این است که این فراتر از ترس، مرا از با ارزشترین شخص زندگیم دور کنه و در نهایت این کابوس به وقوع بپیونده.

همین ترس باعث میشه که حرف نزنم.

همین فراتر از ترس باعث شده که زندگی نکنم.

که آرزوی مرگ کنم

که آروم نباشم.

که دلم طوفانی باشه و چشمهام ابری.