Error: Embedded data could not be displayed. پستچی - یادایام
X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
سه‌شنبه 3 آذر‌ماه سال 1394
پستچی

پستچی ه خودم نه.

پستچی ه چیستا یثربی.

چند شب پیش منزل پدری، متوجه شدم خواهر کوچیکه و مادر، در مورد چیستا یثربی و اینکه تازه با شبکه مجازی آشنا شده و شروع کرده و مثل بمب داستان پستچیش سر و صدا کرده حرف میزدند.

مادر میگفت چیستا مثل فروغ میمونه.

تابو شکنی.

و تعریف کرد که دخترش و اقوامش چه جیزهایی در موردش گفتند و چه عکس العملی به داستانش نشون دادند.

دیشب دیدم که پستچی ه خودم، توی تلگرامش یک کانال داره که مال چیستا یثربی ه. نمیدونم تلگرام بود یا اینستاگرام.

گفتم تو هم چیستا رو فالو میکنی؟

گفت آره.

امروز یکی از پیامهای اون کانال رو که کامنتی بود از یکی از خواننده ها رو برام فرستاد.

رفتم تو کانالش.

عضو شدم.

خوندم

کتاب رو گرفتم.

و خوندم و خوندم و خوندم و ...

به نیمه رسیدم.

یه جایی اون وسطها، به پستچی ه خودم پیام دادم، که تمام داستانهای عاشقانه دنیا رو باید از اول بخونم، چون الان میفهمم!

چون الان عاشق شد.

عاشق پستچی ه خودم.

وسط داستان، آهی کشیدم و اومدم اینجا اینها رو نوشتم و میرم که پستچی خودم رو ببینم.