Error: Embedded data could not be displayed. چون زنده ام، دروغگویی بیش نیستم، اما ... - یادایام
X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
دوشنبه 17 خرداد‌ماه سال 1395
چون زنده ام، دروغگویی بیش نیستم، اما ...

پیرزنی با عروس و دامادش در خانه‎ای زندگی می‎کردند. شبی تابستانی بود و هوا گرم، پس همه روی پشت‌بام خوابیده بودند. یک طرف بام داماد و دخترِ زن می‎خوابیدند و طرف دیگر بام، عروس و پسرش. پیرزن دید که پسر و عروسش به هم چسبیده خوابیده‌‌اند، آنها را بیدار کرد و گفت: «هوای به این گرمی خوب نیست به هم چسبیده باشید، از هم جدا بخوابید!» سپس متوجه دختر و دامادش شد که جدا از هم خوابیده‌ بودند. گفت: «هوای به این سردی، خوب نیست از هم جدا بخوابید! بروید کنار هم!» عروس که این طور دید بلند شد و گفت:

قربون برم خدا را
یک بام و دو هوا را
یک بر بام سرما را
یک بر بام گرما را

و از همانجا این ضرب‌المثل به وجود آمد و بین مردم رایج گردید.


لازم به ذکر است که نسخۀ دیگری از شعر بالا، به این صورت نقل شده:

قربون برم خدا را
یک بام و دو هوا را
یک بر بوم زمستون
یک بر بوم تابستون