چند روزی هست که با خودم فکر میکنم تا تصمیمی بگیرم. فکر کردن و دو دل بودن من تو این شرایط باعث شده که به خودم هم فکر کنم. به این نتیجه رسیدم که خیلی فرق کردم. زمونه و اتفاقاتی که برای من رقم زده باعث شده که من کم کم به آدمی محتاط تبدیل بشم.
حقیقت اینه که چند روزی هست راهی برام باز شده که شاید رنگ زندگیم رو کمی عوض کنه اما من میترسم.
یک نمونه دیگه از این تغییر هم لغو سفر شمالم بود. من که بدون نیت میرفتم مسافرت و برای شمال رفتن حتی فکر هم نمیکردم و فقط عمل میکردم، فقط گاز میدادم تا شمال.
من کسی بودم که قبل از وارد شدن به یک راه جدید، فقط به خود راه فکر میکردم و نه مقصد. اصلاً مقصد برای من معنی نداشت. اما تو این چند روزه همش دارم به این فکر میکنم که آخرش چی میشه!
البته فکر میکردم. اما حالا که دارم این پست رو مینویسم دیگه به مقصد فکر نمیکنم و مسیر برام مهمه.
...............
وقتی عمر یک رابطه، یک رابطه عاشقانه، یک دوستی معمولی، یک شراکت، یا حتی به قول امروزی ها یک جاست فرندشیپ بسته به عمر یک ادکلن داشته باشه، هر قدر هم که تو خساست به خرج بدی و کاری کنی این ادکلن تا ابد تمام نشه، نمیتونی جلوی طبیعت رو بگیری و مانع از تبخبر خود به خودی اون بشی. یه روز یکی از طرفین که اعتقادش از همون اول این بوده که عمر این رابطه به عمر این عطر بسته است، میاد میگه بدرود. بعد به خودت میای و میبینی که شیشه خالیه!
..............
توصیه میکنم زیر دوش حمام آواز بخونید. خیلی حس خوبی بهتون دست میده. هر آوازی که دلتون میخواد. هر طور که دوست دارید.
پیشنهاد میکنم نیمه شب، وقتی همه خوابن، تو سکوت کامل بنشینید و به صدای تیک تاک عذاب آور ساعت که دلتون براش تنگ شده گوش کنید و یادتون بیاد چقدر این ساعت رو مختون بود و الان چقدر دلتون میخواد که باز هم شما باشید و ساعت!
امروز چقدر عجیب شدم!
دلم یه جوریه!
.....................
مثل روزای بارونی
یه روز دلم گرفته بود مثل روزای
بارونی
از اون هواها که خودت حال و هواشو
می دونی
اگه بشه با واژه ها حالمو تعریف
بکنم
تو هم منو ، شعر منو با همه حست می
خونی
یه حالی داشتم که نگو ، یه داشتم که
نپرس
یه تیکه از روحمو من جایی گذاشتم که
نپرس
یه جایی که می گردمو دوباره پیداش
می کنم
حتی اگه کویر باشه بهشت دنیاش می
کنم
اسم قشنگ شهرمو تو می دونی چی می
زارم
دونه دونه کوچه هاشو به اسمای کی می
زارم
آخه تو هم مثل منی ، مثل دلای
بارونی
وقتی هوا ابری می شه حال و هوا مو
می دونی
آلبوم : دوستت دارم
خواننده : ناصر عبداللهی
ترانه : محمد علی بهمنی
.............
چقدر مسخره است که دستهام میلرزه!
دارم بچه میشم.
این حس رو دوست دارم
حس بچه شدن و فارق بودن از همه دنیا.
وارد این راه میشم چون به بچه شدن من کمک میکنه و حسهایی رو توی من زنده میکنه که شاید دوباره منو جوون کنه.
شاید هم وارد نشدم.
نمیدونم.
باز این عقل لعنتی داره اذیتم میکنه.
کاش میشد خاموشش کنم!
بدرود
زیبا
زیبا هوای حوصله ابری است
چشمی از عشق ببخشایم
تا رود آفتاب بشوید
دلتنگی مرا
زیبا
هنوز عشق
در حول و حوش چشم تو می چرخد
از من مگیر چشم
دست مرا بگیر و کوچه های محبت را
با من بگرد
یادم بده چگونه بخوانم
تا عشق در تمامی دل ها معنا شود
یادم بده چگونه نگاهت کنم که تردی بالایت
در تندباد عشق نلرزد
زیبا آنگونه عاشقم که حرمت مجنون را
احساس می کنم
آنگونه عاشقم که نیستان را
یکجا هوای زمزمه دارم
آنگونه عاشقم که هر نفسم شعر است
زیبا
چشم تو شعر
چشم تو شاعر است
من دزد شعرهای چشم تو هستم
زیبا
کنار حوصله ام بنشین
بنشین مرا به شط غزل بنشان
بنشان مرا به منظره ی عشق
بنشان مرا به منظره ی باران
بنشان مرا به منظره ی رویش
من سبز می شوم
زیبا ستاره های کلامت را
در لحظه های ساکت عاشق
بر من ببار
بر من ببار تا که برویم بهاروار
چشم از تو بود و عشق
بچرخانم
بر حول این مدار
زیبا
زیبا تمام حرف دلم این است
من عشق را به نام تو آغاز کرده ام
در هر کجای عشق که هستی
آغاز کن مرا
(محمد رضا عبدالملکیان)
.......................
عحب روزی بود امروز!
میتونید شعر زیبای بالا رو با صدای مرحوم خسرو شکیبایی از اینجا دنلود کنید و بشنوید.
خداحافظ.
به همین راحتی.
خوب نیستم
تنها نیستم
مینویسم و اونهایی که مینویسند تنها نیستند.
اگه نمینوشتم هم تنها نمی موندم.
اما تنها نبودن دلیلی برای بهبود من نیست.
خوب نیستم
نمیدونم چرا اینقدر ضعیف شدم در برابر فشارهای عصبی.
زود از کوره در میرم.
شاید هم زود نباشه.
اما بد از کوره در میرم.
آره، زود نیست اما وقتی از کوره در میرم دیگه به هیچ چیز فکر نمیکنم.
اینطوری نبودم.
از خودم بدم میاد.
چون شخصیتی از من بوجود اومده که تو عصبانیت ممکنه هر حماقتی بکنه.
حتی قتل.
و این خیلی بده.
دیشب همش صحنه یک جنایت، یک قتل، یک قتل خیالی میومد جلوی چشمم و مرورش میکردم.
من این نبودم.
چرا این شدم؟
هیچ کس مقصر نیست جز خودم.
از خودم بدم میاد.
تنها چیزی که میتونم بگم اینه که عصبانی ام
خیلی زیاد
اما نه
عصبانی بودم
الان دیگه نیستم
یک موزیک زیبا با شعری زیباتر گوش کردم و آروم شدم
متن شعرش رو میزارم و اگه بعداً وقت شد ترجمه هم میکنم.
اگه وقت شد.
So I found a reason to stay alive
Try a little harder, see the other side
Talking to myself
Too many sleepless nights
Trying to find a meaning to this stupid life
I don’t want your sympathy
Sometimes I don’t know who to be
Hey what you looking for
No one has the answer
They just want more
Hey who’s gonna make it right
This could be the first day of my life
So I found a reason
To let it go
Tell you that I’m smiling
But I still need to grow
Will I find salvation in the arms of love
Will it stop me searching will it be enough
I don’t want your sympathy
Sometimes I don’t know who to be
Hey what you looking for
No one has the answer but you just want more
Hey who’s gonna make it right
This could be the first day of my life
The first time to really feel alive
The first time to break the chain
The first time to walk away from pain
Hey what you looking for
No one has the answer we just want more
Hey who’s gonna make it right
This could be the first day of your life
Hey what you looking for
No one has the answer they just want more
Hey who’s gonna shine a light?
This could be the first day of my life
So I found a reason to stay alive
Try a little harder, see the other side
Talking to myself
Too many sleepless nights
Trying to find a meaning to this stupid life
I don’t want your sympathy
Sometimes I don’t know who to be
Hey what you looking for
No one has the answer
They just want more
Hey who’s gonna make it right
This could be the first day of my life
So I found a reason
To let it go
Tell you that I’m smiling
But I still need to grow
Will I find salvation in the arms of love
Will it stop me searching will it be enough
I don’t want your sympathy
Sometimes I don’t know who to be
Hey what you looking for
No one has the answer but you just want more
Hey who’s gonna make it right
This could be the first day of my life
The first time to really feel alive
The first time to break the chain
The first time to walk away from pain
Hey what you looking for
No one has the answer we just want more
Hey who’s gonna make it right
This could be the first day of your life
Hey what you looking for
No one has the answer they just want more
Hey who’s gonna shine a light?
This could be the first day of my life
میشنوم
صدایی رو میشنوم که داره منو صدا میکنه.
صدای چیه؟
فکر میکنم صدای جاده باشه!
البته یه صدای دیگه هم هست.
بزار بهتر گوش کنم.
آره، صدای دریاست!
صدای جنگله!
صدای مسافرته!
جاده دستهاش رو باز کرده و میگه بیا!
پس میرم.
اینجا دیگه بارون نمیاد.
شراب نیست.
بوسه هم نیست!
پس میرم مسافرت.
چون هر چیزی رو ممکنه فراموش کنم اما خاطرات شمال محاله یادم بره!
میخوام برم دریا کنار، دریا کنار هنوز قشنگه!
.............
از تصمیم های آنی خیلی خوشم میاد.
کلی حال میکنم باهاشون.
با تصمیمها رو میگما!
..............
کنار دریای شمال می خوام که فریاد بکشم
نفس برام تنگه دیگه، یک نفس آزاد بکشم
بگم که اینجا آخرین نقطه آمال منه
دریای زیبای شمال مال منه مال منه
..............
بدرود
............
پ ن :
نرفتیم
دقیقه ۹۰ تصمیم عوض شد.
قسمت نبود دیگه. فکر کنم دریا دیگه دوستم نداره!
چند روزی هستت چیزی ننوشتم
خوب دلیلش هم کمی مشغله بود که هر از گاهی پیش میاد و مجبورم میکنه که بیشتر تمرکزم روی کارم باشه و وقت سر خاروندم هم بهم نمیده.
اما خیلی لذت بخشه که بعد از اینکه کارت رو تمام میکنه یک لیوان چایی برای خودت بریزی و یک موزیک زیبا بزاری و نم نمک خستگی رو از تنت دور کنی.
امروز صبح دوست عزیزی ازم خواست که کاری انجام بدم. قبل از اینکه بهم یگه چه کاری میخواد براش انجام بدم، خندید و گفت میدونی که کینه خیلی چیزه بدیه!
با یک لبخند زیبایی کارش رو ازم خواست و من هم خندیدم و هیچی نگفتم.
جداً این لبخند خیلی چیزه به درد بخوریه!
کافیه لبخند رو بیاری رو لبت تا 50% از کار پیش بره.
..........
فکر میکنم دلیل ادامه این زندگی احمقانه رو پیدا کردم.
دلیل ادامه این زندگی چه چیزی میتونه باشه بهتر از اینکه توی بارون سوار دوچرخه بشی و توی کوچه پسکوچه های شهر رکاب بزنی و خیسی و سرمای بارون باعث قرمز شدن نوک دماغت بشه و تو با لذت به رکاب زدن ادامه بدی.
چه چیزی میتونه زیبا تر از این باشه که لبانت رو روی لبهای یک جنس مخالف که بسیار زیبا و گیرا داره به لبهات التماس میکنه بزاری و لذت رو به تمام سلولهای بدنت هدیه بدی؟ وقتی هوا بارونی رو با دو لبوان شراب سرخ اون هم توی کوچه پسکوچه های یک شهر زیبا که همه فقط و فقط به عشق می اندیشند قاطی کنی چه چیزی بهتر از این بوسه میتونه دلیل زندگیه شیرین بشه؟
میدونم حالا کلی از شماها بهم گیر میدین که چرا زدی جاده خاکی، اما خداییش شماها دوست ندارین؟!
.............
بدرود
راستش خیلی وقتها می دونم که هستی. بودنت رو احساس میکنم.
میدونم که این روزها هم کارت شده به مویی رسوندن و بعد یهو دستگیری کردن.
خداییش فقط میخوای صدای منو در بیاری یا دنبال چیز دیگه ای هستی از این تار و مویی رد کردن؟
مثل خود من! مثل خود من که گاهی وقتها برای ترشح آدرنالین خون کسایی که توی ماشین کنار دستم نشستند و البته خودم، همچین میچسبونم پشت ماشین جلویی و حتی سر ماشین رو میکنم زیر قسمتی از کامیون جلویی و یهو میکشم بیرون، تو هم گاهی وقتها، البته اینروزها بیشتر، داری اینکار رو میکنی.
به خودت قسم که بعضی وقتها وقتی به سیم آخر میرسونی و یهو کار رو درست میکنی، قسمتی از روکش نازک شده سیم رو هم از بین میبری و اصلاً هم به این فکر نمیکنی که بابا اتصالی میکنه!
برق میگیره من بدبخت و بعد اون وقت کی باید بیاد و تکلیف این جماعت رو روشن کنه؟
نکن.
جون کی قسمت بدم؟
تو که میخوای خودی نشون بدی و بگی هستی، من هم نوکرتم، قبولت دارم، اما اینقدر من بدبخت رو اذیت نکن!
همین کار ها رو میکنی که شاکی میکنی آدم رو دیگه.
یک نمونه دیگه اش این دوستمون که ام اس گرفته. کلی بنده خدا رو اذیت کردند خودش رو آماده کرده بود برای بستری شدن تو بیمارستان، بعد یهو میای و یک کاری میکنی که نره و یک دکتر دیگه میگه اولی غلط کرد، من استاد اونم و میگم لازم نیست بستری بشی. خوب آخه نوکرتم؛ تو که میخوای این دکتره بهش انرژی مثبت بده و کار رو راه بندازه، چرا میزاری دقیقه 90؟ چرا میزاری شب قبل از بستری شدن و بعد از اون همه استرس به بنده خدا و خانواده و دوستهاش وارد کردن؟
اذیت نکن عزیز من.
نوکرتم؛ چاکرتم؛ کوچیکتم؛ بنده اتم!
کلی غر زدم
کلی سرت رو درد آوردم.
ای بابا، او که سر درد نمیگیری!
خداییش حال میکنی ها؟! اون بالا نشستی و هر کاری دلت بخواد میکنی. هر کاری! چی میشد یه روز هم منو بزاری جای خودت؟ قول میدم خراب کاری نکنم!
قول میدم فقط مشکل حل کنم. اصلاً مشکل درست نکنم. یه روز. باشه؟
پاک قاط زدم.
بیخیال.
خیلی وقت بود که دلم پر بود.
دیگه داشتم نا امید میشدم.
خودت میدونی به کجا کشوندی منو.
اما همین که الان یک قسمتی از اون همه مشکل حل شد، جای شکرت باقیه. برای بقیه اش هم باید بگم بزرگی دیگه، مگه نه؟
بگم؟ بگم؟ میگما!!
کارت درسته خدا جونم.
راستی، میشه منو از شر این آدمهای دو رو رذل و نفهم نجات بدی؟ خداییش خوشا به سعادت گوسفند! اینا از گوسفند هم کمتر شعور دارند. اگه یک لطفی بکنی و از شر اینها خلاصم کنی کلی شکرت میکنم.
دیگه......ممممممم
بزار فکر کنمممممم
آهان.
اون مشکلی که حسابی طولانی شده بود رو بیخیال شدیا! بابا نوکرتم یک کاری بکن دیگه. اونو فقط و فقط خودت میتونی راست و ریسش کنی. همون جریان پیچیدهه که کلی همه رو به هم ریخته رو میگم. خداییش اگه زودتر حلش نکنی بدجوری عدل و انصافت میره زیر سوال. من که میدونم درستش میکنی، اما زودتر دیگه عزیز جون.
دیگه اینکه......
عزیز جون من باید بگم یا بنویسم اینجا؟ بابا شاید نا محرم بیاد و بخونه خوب خوبیت نداره دیگه! خودت که میدونی. اصلاً تو دلم میگم و برات میفرستم. بلوتوث میکنم. باشه؟ روشنش کن که اومد.
روح شده بودم.
خیلی جالب بود. لذت میبردم از اینکه جسم نبودم و روح بودم.
تازه یواش یواش داشتم یاد میگرفتم که چطوری لذت بیشتری ببرم از روح بودن و یاد بگیرم که چکارهایی میتونم بکنم که اون نیروی کشش روشن شد و منو داشت میکشوند. منو میبرد به آسمون. آسمونی که پر از ستاره بود.
مقاومت کردم که از پنجره نرم بیرون.
رفتم تو بالکن.
آخر تسلیم شدم و منو کشوند بالا و از خواب پریدم.
این بود خواب عجیب دیشب من!
فکر کنم روحم از جسمم خسته شده و از این فشارها طاقتش تمام شده و میخواد فرار کنه!
چیزی غیر از این میشه برداشت کرد؟!
…………
بدرود
صبح اولین روز هفته رو چطور شروع کردم؟!
با دعوا!
خدایا٬ خودی نشون بده.
خیلی خیلی خیلی زیاد خسته ام و داغون و ...
دلم آرامش میخواد.
آرامش.
........
جوجو اومد آب بخوره٬ افتاد و دندونش شیکست!
یادایام قدیم رو پاک کردم
با وجود اینکه دو سال و نیمه که دیگه توش ننوشتم٬ اما خیلی سخت بود پاک کردنش.
انگار تکه ای از وجودم کنده شد.
مخصوصاْ اینکه بهد از پاک شدنش فهمیدم که نسخه پشتیبانی که از بلاگفا گرفتم خرابه و باز نمیشه!!
..............
خدایا٬ اگه هستی ثابت کن بودنت رو.
بدجوری گیر کردم.
گره بدی افتاده تو کار و شاید فقط یکی مثل خودت بتونه بازش کنه.
خدایا ثابت کن که هستی و من گاهی وقتها اشتباه میکنم که میگم آفریده انسانی!
داره میشکنه.
ببین! بشنو! هم صداش میاد و هم تصویرش گویاست.
فرجی کن
گاهی وقتها آدمها آنقدر تحت فشار هستند که صدای شکسته شدن تک تک استخوانهایشان گوش فلک رو کر میکند.
زمانی که شکسته شدن استخوان کل سیستم بدن رو تحت تاثیر میزاره نباید توقعی داشت که درد کشنده بتونه خوب برخورد کنه.
حتی با کسانی که بهش جز خوبی نکردند.
حتی با کسانی که دغدغه اونها چیزی جز شادی و شادی آفرینی نیست.
حتی با کسایی که آنقدر طرفشون رو غرق در محبت میکنند که محبتشون برامون میشه عادت.
و چقدر تلخه زمانی که محبت رو وظیفه بدونیم.
از تلخی ها که بگذریم به شیرینی میرسیم. به شیرینیه خوش مزه و دندانگیر تولد.
روزها از پس روزها میگذرند و حرفها از دهان ها خارج میشوند و دلها رو میشکنند و گاهی هم شاد میکنند.
توی زمونه ای که تر و خشک هر دو با هم میسوزند پاداش مهربانی چیزی نیست جز دشنام.
اما دشنام رو هم باید به جان خرید زیرا که دشنام دهنده زخمیست و دشنامش مرهمی بر درد جانکاهش.
شکستی و رفتی اما باز هم دعا گویت خواهم بود به حرمت دعا گویی هایت و مهرت.
بدرود.
یکی، میاد و میگه که حاجی تو از همون اولش هم مشکل دار بودی.
اون یکی میاد میگه که آره بابا! من هم چون فهمیدم نظر سوء داری کناره گیری کردم از این ماجرا!
من هم میگم بابا یکی یکی حرف بزنین ببینم چی میگین.
بعد میفهمم که یکی اولی همون یکی دومیه!
بعد میگم بابا بیخیال! این جریان توهم هم عجب همه گیر شده!
چیه؟ نمیشه گیر داد به توهم زدگی مردم؟!
..................
ماه مهر و مهربانی هم رفت و به تاریخ پیوست.
حالا ما موندیم و آبان. آبان پر خاطره و پر امید. آبان شاد و زیبا. آبان رنگارنگ. آبان دوست داشتنی. ماه میانی از فصل رنگارنگ و خوش رنگ.
آبان مبارک!
چیه؟ نمیشه با خوشحالی ادامه زندگی رو ادامه داد؟
....................
چند روز پیش داشتم به یک آمار خصوصی از زندگیم فکر میکردم. به نتایج جالب و خوشحال کننده ای رسیدم. دیدم که کارم درسته!!!!
ایول ایول
داش فرهاد رو ایول!
چیه؟ نمیشه ما یک کم خودمون رو تحویل بگیریم؟!
............
یادایام هست.
چون دوستش دارم.
چون قسمتی از زندگیمه.
قسمتی از وجودمه.
زمانی فکر میکردم که عادته، اما عادت نیست.
یکی از ناراحت کننده ترین اتفاقات برای من میتونه این باشه که یادایام دیگه نباشه.
پس متاسفانه یا خوشبختانه یادایام هست.
نگو نباشه.
نگو عوض شه.
بگذار باشه و همینطور هم باشه که دوست داره باشه.
چیه؟ مشکلی هست؟
...............
بدرود