یادایام

خاطرات ، احساسات و داستانهای من

یادایام

خاطرات ، احساسات و داستانهای من

دچار یعنی من

نود و هشت که رفت

نود و نه هم که با چه عرض کنم و کرونا و قرنطینه شروع شد!

منم که دو ماه تقریبا تو خونه بست نشستم و یه کله سر خودم رو با لپتاپ و برنامه نویسی گرم کردم که بلکه دیگه اینجا پیدام نشه.

که خب تقریبا هم موفق بودم.

اما....

تا کی قراره هر از گاهی بیاد به خوابم و تپش قلب من رو مثل قدیم بیاره روی 100؟!!

دچار، یعنی من!