| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
| 30 | 31 |
از سر شب تا الان دارم فکر میکنم تا آخرین باری که واقعا از ته دل خوشحال بودم و خندیدم رو یادم بیاد، ولی چیزی یادم نیومد!
چی شد که اینقدر غمگین و افسرده شدم؟!!!
عوارض پیریه؟ فقط من اینطوری شدم؟
الان حدود نیم ساعتی هست که از ۴ دی گذشته و وارد پنج دی شدیم.
این روزها خیلی ها از پنج دی صحبت میکنند. از اینکه چهلم کشته شدگان آبان هست و ممکنه دوباره شلوغ پلوغ بشه. از اینکه خورشید گرفت.ی میشه و ۷ تا سیاره نمیدونم چی میشن و نمیدونم فلان. از اینکه...
اما من میخوام از چهارم دی بگم.
برای من چهارم مهمه. تو چند سال گذشته تو چهارم دی حسرت گذشته رو میخوردم ولی این چهارم دیگه حسرت نخوردم.
لذت بردم از مرور خاطرات گذشته. باهاش کنار اومدم، دیگه خودمو به در و دیوار نمیزنم که چرا فلان شد و اونجوری نشد. نشد که نشد. حتما که همه نباید به آدم همیشه خوبی کنند.
مهم ابنه که من خوبی ها رو باد میکنم، تو چهارم دی. لذت میبرم از یادآوری لحظات خوب. لحظات بد برای یادآوری نیستند و فقط برای درس گرفتن و عبرت هستند. ولی لحظات خوب برای مرور و خوشحال هستند.
چهارم دی گذشته همتون مبارک!