یادایام

خاطرات ، احساسات و داستانهای من

یادایام

خاطرات ، احساسات و داستانهای من

لحظه های پایانی....

فرمانده سپاه گفته جنگ ایران و اسراییل اجتناب ناپذیره.

اسراییل هم راه به راه داره میگه من میزنم ایرانو! منتظر اوکی آمریکا هم نمیمونم و خط قرمز بی خط قرمز.

نوستراداموس گفته 2012 آغاز پایانه! یعنی آخر زمان شروع میشه و دهن هممون سرویسه!

مایاها هم که یه همچین چیزایی گفتن.

اوضاع اقتصادی هم که در حد انفجاره! اگه همین الان بهمون بگن دلار 10.000 تومان، تعجب نمیکنیم! روز به روز هم قیمتها متفاوته.

بنزین هم که دیگه هر قدر بخوای بزنی، نمیتونی بزنی! امروز تو پمپ بنزین خواستم 60 تا بزنم، گفت 30 تا بیشتر نمیشه بزنی!! ظاهراً تا آخر ماه هم همینطوره.

گوگل هم که شنیدم داره فیلتر میشه و البته جیمیل که شد!

حالا با این تفاسیر، چرا من لحظه آخر خداحافظی با خواهرم که رهسپار فرنگه (استرالیا)، نباید احساس کنم که این آخرین باریه که دارم میبینمش؟!!

اشکهای خواهر، اشکهای پدر، بغض در گلو گیر کرده مادر، و اشکهای در رخت خواب من، همه و همه بخاطر این حس بود که شاید دیگه دیدار مجددی در کار نباشه.

شما ها هم بدونید، قدر این لحظات رو بدونید، شمایی که هی میای و کامنت میذاری و سعی میکنی خودت رو اینجا خالی کنی، من از اینکه کامنتهات رو بخونم نه عصبانی میشم و نه خسته، حتی وقتی که خبری ازت نیست نگرانت هم میشم! جان وین عزیز، از این لحظه هات استفاده کن، شاید فردایی نباشه! شاید...

 

بدرود

آغاز پاییز

آغاز پاییز

آغاز فصل رنگارنگ

آغاز ماه مهر و مهربانی، بر همه شما مبارک.

روزهاتون رنگارنگ و شبهاتون زیباو گرم، و خوابهاتون رنگی باد!


روز، روزگار خوش است و روبراه.

همه چیز بر وفق مراد.

بدرود