| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
| 30 | 31 |
زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست | پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست | |
| نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان | نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست | |
| سر فرا گوش من آورد به آواز حزین | گفت ای عاشق دیرینه من خوابت هست | |
| عاشقی را که چنین باده شبگیر دهند | کافر عشق بود گر نشود باده پرست | |
| برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگیر | که ندادند جز این تحفه به ما روز الست | |
| آن چه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم | اگر از خمر بهشت است وگر باده مست | |
| خنده جام می و زلف گره گیر نگار | ای بسا توبه که چون توبه حافظ بشکست |
راستی روزگار هم همینطوری داره میره و روزها هم همینطوری داره میگذره و میره...
من و همه هم بدک نیستیم!
کار جدیدم رو هم توی دفتر خودم و برای خودم و به ریاست خودم شروع کردم.
بدرود
سلام خوبی بیشتر توضیح بده؟زندگی چطوره؟زنت چطوره مشکلی ندارین؟
سلام فرهاد جون. خوبی ؟ دلمون برات تنگ شد. خوب خدا رو شکر که رفتی محل کار جدید. من مطمئنم موفق می شی. هم تو کار هم تو زندگی. شاد باشی
این غروبم گذشت....غروب روزای آخر زمستون......دلش تنگه...
با قسمت هشتم خاطرات فاحشه به روزم....
ایشالاه تو کار جدید موفق باشی
مبارک باشه
شیرینی کو ؟
مطمعنا اون انقدر مرد بود که حتی اگر هم میفهمید باز براش فرقی نداشت
چیزی که دیگه تو این زمونه پیدا نمیشه ... اون مرد بود نه مرد نما
موفق باشی...