یادایام

خاطرات ، احساسات و داستانهای من

یادایام

خاطرات ، احساسات و داستانهای من

من کی ام؟!!

چهارمین باره که یک پست به اسم من کی ام مینویسم.

ولی باز هم میگم.

یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود خیلی چیزها بود. اینهمه آدم. توی این شهر بزرگ، میلیونها آدم زندگی میکنند. یکیشون منم.

دارم به 28 نزدیک میشم! بیست و هشت؟!! باورت نمیشه که خودمم جا خوردم! چیزی نمونده که برم تو 30!

بیخیال. یک گلپسر قند عسل و یک عیال محترمه دارم. توی یک شرکت خارجی کار میکنم. مهندس شبکه های کامپیوتری، مستاجر، گرفتار و شاکی!

دنیام سیاهه که دارم سعی میکنم رنگش را عوض کنم. والبته دارم سعی میکنم که با سیاهیش هم کنار بیام.



تا حالا چندتا وبلاگ نوشتم که متاسفانه مجبور شدم تعطیلشون کنم. آخریش رو خیلی دوست داشتم و باهاش حال میکردم که بهم ضد حال زدند و ....

و اما این یکی. تازه به دنیا اومده. قراره مثل قبلی حسابی پر رونق بشه.

 

بدرود.

باز هم اومدم!!

سلام به همه.
من خیلی پر رو ام.
باز هم اومدم.
اومدم تا بگم که به زودی در این محل در و دلهام را مینویسم.




انشالله که این یکی یکسال دوام بیاره.

بدرود