-
فلوت سحرآمیز
سهشنبه 2 آذرماه سال 1389 13:25
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 ........ پسرک به منبع صدا رسید. یک دختر بچه کوچولو که یک فلوت رو داشت به زیبایی تمام مینواخت. پسر بچه مات و مبهوت به دختر که سفیدی صورتش توی نور ماه درخششی ویژه داشت نگاه میکرد و دختر کوچولو هم با لذت و استادی تمام به آفریدن نظم در سکوت شب ادامه میداد. پسرک با...
-
کنسرت جادویی
دوشنبه 1 آذرماه سال 1389 12:29
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 شب بود. اما همه جا روشن بود. ماه روشن از همیشه بزرگتر بود و با نور سفید و زیباش همه جا رو روشن کرده بود. ماه از همیشه بزرگتر بود. آنقدر به زمین نزدیک بود که فکر میکردی با دست میتونی بگیریش. از اون شبهایی بود که پلنگ رو به خیال به دست آوردن ماه به کوه میکشونه. پسر...
-
مثل روزهای بارونی
شنبه 22 آبانماه سال 1389 14:38
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 چند روزی هست که با خودم فکر میکنم تا تصمیمی بگیرم. فکر کردن و دو دل بودن من تو این شرایط باعث شده که به خودم هم فکر کنم. به این نتیجه رسیدم که خیلی فرق کردم. زمونه و اتفاقاتی که برای من رقم زده باعث شده که من کم کم به آدمی محتاط تبدیل بشم. حقیقت اینه که چند روزی...
-
زیبا هوای حوصله ابری است
سهشنبه 18 آبانماه سال 1389 15:44
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 زیبا زیبا هوای حوصله ابری است چشمی از عشق ببخشایم تا رود آفتاب بشوید دلتنگی مرا زیبا هنوز عشق در حول و حوش چشم تو می چرخد از من مگیر چشم دست مرا بگیر و کوچه های محبت را با من بگرد یادم بده چگونه بخوانم تا عشق در تمامی دل ها معنا شود یادم بده چگونه نگاهت کنم که تردی...
-
از خودم بدم میاد.
سهشنبه 18 آبانماه سال 1389 11:06
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 خوب نیستم تنها نیستم مینویسم و اونهایی که مینویسند تنها نیستند. اگه نمینوشتم هم تنها نمی موندم. اما تنها نبودن دلیلی برای بهبود من نیست. خوب نیستم نمیدونم چرا اینقدر ضعیف شدم در برابر فشارهای عصبی. زود از کوره در میرم. شاید هم زود نباشه. اما بد از کوره در میرم....
-
عصبانی اما....
دوشنبه 17 آبانماه سال 1389 17:16
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 تنها چیزی که میتونم بگم اینه که عصبانی ام خیلی زیاد اما نه عصبانی بودم الان دیگه نیستم یک موزیک زیبا با شعری زیباتر گوش کردم و آروم شدم متن شعرش رو میزارم و اگه بعداً وقت شد ترجمه هم میکنم. اگه وقت شد. So I found a reason to stay alive Try a little harder, see the...
-
شمال
پنجشنبه 13 آبانماه سال 1389 16:08
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 میشنوم صدایی رو میشنوم که داره منو صدا میکنه. صدای چیه؟ فکر میکنم صدای جاده باشه! البته یه صدای دیگه هم هست. بزار بهتر گوش کنم. آره، صدای دریاست! صدای جنگله! صدای مسافرته! جاده دستهاش رو باز کرده و میگه بیا! پس میرم. اینجا دیگه بارون نمیاد. شراب نیست. بوسه هم نیست!...
-
دلیل زندگی.....
چهارشنبه 12 آبانماه سال 1389 16:54
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 چند روزی هستت چیزی ننوشتم خوب دلیلش هم کمی مشغله بود که هر از گاهی پیش میاد و مجبورم میکنه که بیشتر تمرکزم روی کارم باشه و وقت سر خاروندم هم بهم نمیده. اما خیلی لذت بخشه که بعد از اینکه کارت رو تمام میکنه یک لیوان چایی برای خودت بریزی و یک موزیک زیبا بزاری و نم نمک...
-
خودمونی با خدا
دوشنبه 10 آبانماه سال 1389 18:31
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 راستش خیلی وقتها می دونم که هستی. بودنت رو احساس میکنم. میدونم که این روزها هم کارت شده به مویی رسوندن و بعد یهو دستگیری کردن. خداییش فقط میخوای صدای منو در بیاری یا دنبال چیز دیگه ای هستی از این تار و مویی رد کردن؟ مثل خود من! مثل خود من که گاهی وقتها برای ترشح...
-
روح فرهاد
یکشنبه 9 آبانماه سال 1389 12:23
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 روح شده بودم. خیلی جالب بود. لذت میبردم از اینکه جسم نبودم و روح بودم. تازه یواش یواش داشتم یاد میگرفتم که چطوری لذت بیشتری ببرم از روح بودن و یاد بگیرم که چکارهایی میتونم بکنم که اون نیروی کشش روشن شد و منو داشت میکشوند. منو میبرد به آسمون. آسمونی که پر از ستاره...
-
صبح روز اول هفته
شنبه 8 آبانماه سال 1389 12:14
صبح اولین روز هفته رو چطور شروع کردم؟! با دعوا! خدایا٬ خودی نشون بده. خیلی خیلی خیلی زیاد خسته ام و داغون و ... دلم آرامش میخواد. آرامش. ........ جوجو اومد آب بخوره٬ افتاد و دندونش شیکست!
-
خداحافظ قدیمی
پنجشنبه 6 آبانماه سال 1389 12:54
یادایام قدیم رو پاک کردم با وجود اینکه دو سال و نیمه که دیگه توش ننوشتم٬ اما خیلی سخت بود پاک کردنش. انگار تکه ای از وجودم کنده شد. مخصوصاْ اینکه بهد از پاک شدنش فهمیدم که نسخه پشتیبانی که از بلاگفا گرفتم خرابه و باز نمیشه!! .............. خدایا٬ اگه هستی ثابت کن بودنت رو. بدجوری گیر کردم. گره بدی افتاده تو کار و شاید...
-
به حرمت قدیم
سهشنبه 4 آبانماه سال 1389 16:31
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 گاهی وقتها آدمها آنقدر تحت فشار هستند که صدای شکسته شدن تک تک استخوانهایشان گوش فلک رو کر میکند. زمانی که شکسته شدن استخوان کل سیستم بدن رو تحت تاثیر میزاره نباید توقعی داشت که درد کشنده بتونه خوب برخورد کنه. حتی با کسانی که بهش جز خوبی نکردند. حتی با کسانی که...
-
چیه؟!
شنبه 1 آبانماه سال 1389 17:39
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 یکی، میاد و میگه که حاجی تو از همون اولش هم مشکل دار بودی. اون یکی میاد میگه که آره بابا! من هم چون فهمیدم نظر سوء داری کناره گیری کردم از این ماجرا! من هم میگم بابا یکی یکی حرف بزنین ببینم چی میگین. بعد میفهمم که یکی اولی همون یکی دومیه! بعد میگم بابا بیخیال! این...
-
عقاب یا خروس؟
پنجشنبه 29 مهرماه سال 1389 09:40
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 کوه بلندی بود که لانه عقابی با چهار تخم، بر بلندای آن قرار داشت . یک روز زلزله ای کوه را به لرزه در آورد و باعث شد که یکی از تخم ها از دامنه کوه به پایین بلغزد . بر حسب اتفاق آن تخم به مزرعه ای رسید که پر از مرغ و خروس بود . مرغ و خروس ها می دانستند که باید از این...
-
چند نصیحت
چهارشنبه 28 مهرماه سال 1389 17:21
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 اندر باب فردا و آینده و آینده نگری حرفها زیاد زده شده. از کودکی که پول تو جیبی بگیر شدیم نصیحتها شروع شدند و همچنان ادامه دارند و ادامه خواهند داشت. همیشه گفتن و میگن که فکر زمستونت باش! اون داستان مورچه و پرنده رو یادتونه که؟ مورچه دونه جمع میکرد و پرنده جیک جیک...
-
اولین و آخرین پرواز
دوشنبه 26 مهرماه سال 1389 16:30
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 تو تاریکی شب از کوه بالا میرفتم. مسیر بس دشوار بود و راه نا هموار. از دیواره های سخره ها آویزان میشدم و خودم را بالا میکشیدم. نیم نگاهی به پایین داشتم و ترس همه وجودم را گرفت. از ترس دیگه به پایین نگاهی نکردم و از سخره خودم رو کشیدم بالا. وقتی بالا رسیدم کمی آرامتر...
-
من هم مریضم
دوشنبه 26 مهرماه سال 1389 11:52
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 چند روزی هست که چیزی ننوشتم. دروغ چرا؟ تا قبر آ آ آ آ نوشتم، اما توی ورد نوشتم و بعد هم پاک کردم. روزهای خوبی نیست. بهتر بگم، روزگار خوبی نیست. با دوستی صحبت میکردم، به این نتیجه رسیدم که بالای 70% مردم مشکل روانی دارند. خیلی ها خودشون هم خبر ندارند و بعضی ها خوب...
-
رفت که رفت
پنجشنبه 22 مهرماه سال 1389 11:59
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 از برت دامنکشان ، رفتم ای نامهربان از من آزردهدل ، کی دگر بینی نشان رفتم که رفتم ، رفتم که رفتم ................... ازمن دیوانه بگذر بگذرای جانانه بگذر هرچه بودی هرکه بودم بیخبر رفتم که رفتم ، رفتم که رفتم .................... شمع بزم دیگران شو جام دست این و آن...
-
دزد رو گرفتند.
سهشنبه 20 مهرماه سال 1389 17:28
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 نیمه شب جمعه بود. درست تر بگم بامداد شنبه. ساعت 2 نیمه شب بود که با صدای زنگ در از خواب بیدار شدم. پسر همسایه بود که میگفت ماشینتون رو دزد زده! باورم نمیشد. 4 ساله که من تو این خونه هستم و 4 ساله که ماشین رو دم در خونه میگذارم و هیچ وقت هیچ کس نگاه چپ به ماشین من...
-
تاریخ های شناسنامه من
دوشنبه 19 مهرماه سال 1389 12:21
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 امروز یکی از روزهاییه که تاریخش توی شناسنامه من حک شده. تو شناسنامه همه ماها تاریخهایی هست که نشان دهنده اتفاقاتی هستند که توی زندگی ماها افتاده. اتفاقهایی خیلی خیلی مهم! اولین تاریخی که نوشته میشه تاریخ تولده. دومین تاریخ چیه؟ تا حالا به شناسنامه هاتون به دقت نگاه...
-
دنیای ناپایدار
یکشنبه 18 مهرماه سال 1389 15:14
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 دنیای عجیبی شده. خیلی عجیب. هیچ چیز پایدار و همیشگی نیست. اصلاً نمیشه یک ساعت بعد رو پیشبینی کرد. این غیر قابل اعتماد بودن دنیا و سرنوشت خیلی توی روحیه ما آدمها تاثیر میزاره و کلی انرژی منفی بهمون میده. جدی جدی داره آخر زمان میاد. دیروز دوستی بهم ایمیل زد که ام اس...
-
آنکس که بدو رای، خریدارم نیست…
پنجشنبه 15 مهرماه سال 1389 18:15
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 یک غروب دلگیر یک شب جمعه افسرده کننده یک عصر غم انگیز آخرین لحظات یک هفته کاری که خودم خواستم تا این حد طولانیش کنم. هیچ چیز به اندازه گوش دادن به صدای فرهاد که این رباعی رو میخونه نمیتونه کمک کنه که غمباد بترکه! باید رفت و رفت و رفت و رفت. این همه رفت و آخر هم به...
-
تمام
پنجشنبه 15 مهرماه سال 1389 16:30
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 امروز هم گذشت. مثل خیلی از روزهای دیگه. کسل کننده و غمگین. کلافه کننده و خفه. آره. خفه کنندست. امروز هوا اکسیژن نداره. نفس من تنگ شده و با هر نفسم انگار یک دو صد متر انجام دادم و به همون اندازه ازم انرژی میگیره. آنقدر خسته ام که حال نفس کشیدن هم ندارم. حال خونه...
-
بیدار شو لطفاً
چهارشنبه 14 مهرماه سال 1389 11:27
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 امروز رو خواستم که متفاوت شروع کنم. چون از این حالتی که چند روز گذشته داشتم خسته شدم. تصمیم گرفته بودم از این حالت تحقیر شده و سرشکسته در بیام. حقیقت اینه که تا دیشب فرصت داده بودم که کسی که به غیرت و مردانگی و صداقتم توهین کرده بود و همه رو زیر سوال برده بود، خودش...
-
عدالت از نوع جدید
یکشنبه 11 مهرماه سال 1389 11:30
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 تق تق تق دادگاه رسمیست این صدای قاضی محکمه بود که با کوبیدن چکش رو میز جلوی خود سعی کرد سکوت رو حکمفرما کنه و جلسه دادرسی رو شروع کنه. قاضی از منشس خواست که کیفر خواست رو بخونه بنام خدای یکتا خواهان : نیلوفر وحشی خوانده: بزغاله احمق خواهان مدعی شده که بزغاله در شبی...
-
دکتر علی شریعتی انسانها را به چهار دسته تقسیم کرده است:
یکشنبه 11 مهرماه سال 1389 09:51
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 1. آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند عمده آدمها. حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم میشوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند. 2. آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند مردگانی متحرک در جهان. خود...
-
فرهاد خسته
شنبه 10 مهرماه سال 1389 19:04
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 امروز دیگه به اوج کلافگی رسیدم. به اوج. نگرانم. کلافه ام. گیجم. منگم. و از همه مهمتر، خسته ام!! ..................... خسته ام از همه ، خسته از دنیا آسمان بشنو از ، قلب من این صدا ای زندگی بیزار از تواَم ، بیزار از این عالم بیگانه ام با سیمای تو ، دیوانه ی دنیای تو...
-
تهمت
شنبه 10 مهرماه سال 1389 18:11
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 تهمت و دروغ را دشمن سفارش میدهد و منافق میسازد و عوام فریب پخش میکند وعامی انرا میپذیرد(دکتر علی شریعتی)
-
تصحیح میکنم٬ له شدم.
شنبه 10 مهرماه سال 1389 12:50
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 باز هم این پست رو میخواستم با وقتی که شروع کنم و بگم وقتی که همه چیز گره میخوره و زپلشک میاری و .... اما دیدم حتی حوصله وقتی که نوشتن رو هم ندارم. آخه وقتی که نگرانی و کلافه و غم بیخ گلوت رو فشار میده و نمیتونی این بغض خفته رو بریزی بیرون، وقتی نوشتن هم آرومت...