-
رادیو
سهشنبه 15 تیرماه سال 1389 10:56
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 دیروز که داشتم میومدم شرکت تو مسیر از موزیکهایی که همیشه گوش میکنم خسته شدم و کلاً پخش ماشین رو خاموش کردم. چند دقیقه بعد توی ترافیک باز حوصله ام سر رفت و برای اینکه فکرم الکی این ور و اون ور نره این دفعه تصمیم گرفتم رادیو گوش کنم. از این موج به اون موج تا اینکه...
-
آتش افروزی
سهشنبه 8 تیرماه سال 1389 17:21
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 به گزارش خبرنگار اعزامی فرهاد پرس به مناطق مرزی بین فرهاد و عیال، هم اکنون آتش بین نیرو های درگیر بیشتر شده و احتمال ادامه این درگیری ها تا روزهای آینده بسیار قویست. شایان ذکر است که پس از سفر هفته گذشته وزیر جنگ و هیات همراه، جلسات طولانی بین کابینه برگزار شده که...
-
خدا جونمی.
پنجشنبه 3 تیرماه سال 1389 13:22
دوستت دارم که به دقیقه 90 میرسونی و آخرش گل تساوی رو میزنی! کارت درسته دیگه، دوست نداری من شرمنده مردم بشم.
-
تجربه
چهارشنبه 2 تیرماه سال 1389 18:27
خسته ام ناراحت عصبی غمگین از نامردی های این مردم نامرد اما چه میشه کرد؟ باید تجربه کنم. آنقدر تجربه کنم تا یاد بگیرم که به کسی اعتماد نکنم. روز بدی بود. بدرود
-
مرحوم نمی توانم!
سهشنبه 1 تیرماه سال 1389 17:55
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 روز اول تابستون رو هیچ وقت فراموش نمیکنم. اولین باری که پام رو از ایران گذاشتم بیرون و پام رو در خاک فرانسه روی زمین گذاشتم. روز فستیوال موزیک. روز زیبایی که از همه جای اروپا مردم به پاریس اومده بودند و شادی میکردند. روز زیبا و دلچسبی بود حتی با وجود اون اتفاق بد!...
-
بدان و آگاه باش
دوشنبه 31 خردادماه سال 1389 10:48
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 از پدر و مادرم ممنونم. منو خوب تربیت کردند. هرچند با بعضی از سیاستهاشون در رابطه با ارتباطاتم که در پست قبل گفتم مخالفم اما در کل از خودم راضی هستم و از اونها ممنونم. الان هم اوضاع زندگیم دیگه قاراش میش نیست و در رابطه با مشکلات زندگیم هم هیچ کس رو جز خودم و عیال...
-
از این طرف مونده و از اون طرف رونده!
شنبه 29 خردادماه سال 1389 19:51
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 این پست کمی طولانی شده و زیاد جذاب نیست. اما لطفاً تا ته رو بخونین. ................. زمانی به این فکر میکردم که چرا این شکاف بین پدر و مادرها و فرزندان باعث کج روی فرزندان میشه. اصلاً این شکافی که میگن چی هست؟! شکاف کجاست؟ مشکل کجاست؟ کجا شکاف خورده؟ شکافش رو با...
-
مغایرتهای زمان ما
سهشنبه 25 خردادماه سال 1389 16:41
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داریم؛ راحتی بیشتر اما زمان کمتر مدارک تحصیلی بالاتر اما درک عمومی پایین تر ؛ آگاهی بیشتر اما قدرت تشخیص کمتر داریم متخصصان بیشتر اما مشکلات نیز بیشتر؛ داروهای بیشتر اما سلامتی کمتر بدون ملاحظه ایام را می گذرانیم،...
-
تا نباشد چیزکی..
سهشنبه 25 خردادماه سال 1389 10:09
بعضی وقتها با خودم فکر میکنم که نکنه.... تا نباشد چیزکی٬ مردم نگویند چیزها!
-
همراه شو عزیز
دوشنبه 24 خردادماه سال 1389 17:58
همراه شو عزیز همراه شو عزیز تنها نمان به درد کاین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی شود دشوار زندگی هرگز برای ما بی رزم مشترک آسان نمی شود تنها نمان به درد همراه شو عزیز همراه شو همراه شو همراه شو عزیز همراه شو عزیز تنها نمان به درد کاین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی شود دشوار زندگی هرگز برای ما بی رزم مشترک آسان...
-
۲۲ خرداد 1389- یک سال گذشت.
شنبه 22 خردادماه سال 1389 18:35
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 احساس سر خوردگی دارم. قسمم دادند که نرم. اما من دلم اونجاست. شاید هیچ خبری هم نباشه اما همین که نشستم اینجا و نمیرم خودش داره آزارم میده. همش در حال رفرش کردن سایتهای خبری ام تا ببینم چه خبره. ظاهراً خبرایی هم هست. دچار یک حس عجیب شدم. از یک طرف التماس و قسم برای...
-
دعا
چهارشنبه 19 خردادماه سال 1389 17:45
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 بعد از یم روز پر تنش و سردرد آور هیچ چیزی بیشتر از این نمیچسبه که بشینی پشت میزت و فکر کنی و بنویسی. بنویسی از هر چیزی که دلت میخواد. بنویسی از نامردی مردمان. بنویسی از دو رویی و پستی مرد نماهایی که... بیخیال بابا. اون چیزایی که گفتم اصلاً هم نمیچسبه. میدونی چی...
-
رقابت
دوشنبه 17 خردادماه سال 1389 18:53
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 شریعتی: خدایا! مرا همواره،آگاه و هوشیار دار،تا پیش از شناختن درست و کامل کسی یا فکری-مثبت یا منفی- قضاوت نکنم . ...... روزی دوستی داشت از ترسش برام میگفت. میگفت که کسی که عاشقشه و الان هم همسرشه و همبسترشه، ممکنه که روزی عاشق یکی دیگه بشه و اون تنها بمونه. آنچنان...
-
تجربه نه چندان جدید!
یکشنبه 16 خردادماه سال 1389 17:54
وقتی که جون آدمی فقط و فقط به یک نفس بنده و اون نفس هم در کسری از ثانیه ممکنه برای همیشه بند بیاد چرا جوری زندگی کنیم که انگار قراره سالهای سال زندگی کنیم؟!؟!؟!!؟!؟! تجربه سفر دو روزه من جمله بالا بود! ...... بدرود
-
روز زن مبارک
پنجشنبه 13 خردادماه سال 1389 16:44
روز زن و مادر رو به همه تبریک میگم. ............ پ ن: ........ ............ بابا آب داد* *بابا نان داد* *بابا فقط آب داد و نان داد، مامان عشق داد* *بابا گول شیطان را خورد و شناسنامه اش چند بار پر شد. پر شد، خالی شد* *خالی نشد.خط خورد. زن ها خط خوردند، مادر ها خط خوردند* *دخترها زن شدند، زن ها مادر شدند و خط خوردند* *و...
-
این دیوانگیست !!
دوشنبه 10 خردادماه سال 1389 10:49
این دیوانگیست ... که از همه گلهای رُز تنها بخاطر اینکه خار یکی از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشیم این دیوانگیست ... که همه رویاهای خود را تنها بخاطر اینکه یکی از آنها به حقیقت نپیوسته است رها کنیم .. این دیوانگیست ... که امید خود را به همه چیز از دست بدهیم بخاطر اینکه در زندگی با شکست مواجه شده ایم.. این...
-
همه چیز...
شنبه 8 خردادماه سال 1389 10:48
همه چی آرومه من چقدر خوشحالم ..............
-
اولین روز از سی امین سال
پنجشنبه 6 خردادماه سال 1389 10:07
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 تعقیب و گریز دعوا گلگیر و سپر طرف داغون شد ماشینش رفت تو جدول شیشه عقب ماشین شکست ....... حال من کمی گرفته شد اما خداییش حال اون بیشتر شاید هم نه! ........... مهم نیست. .......... بدرود
-
تولدم مبارک!
چهارشنبه 5 خردادماه سال 1389 19:04
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 چند روزی هست که دوستان پیش واز رفتند برای تبریک آغاز سی امین سال زندگیم. به همین راحتی 29 هم پر شد و روزهای 30 شروع شدند به رفتن. همیشه نسبت به این روز ارادت خواصی داشتم. کلاً روز تولدم رو دوست داشتم. چون بالاخره همیشه یکی پیدا میشد که بهم تبریم بگه. اولین شرکتم رو...
-
دوست
دوشنبه 3 خردادماه سال 1389 18:44
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 دوست آن دانم که گیرد دست دوست// در پریشان حالی و درماندگی این روزها هم که درماندگی من کمی بیشتر از قبل شده و تو همچین شرایطی خوب میشه دوست رو از دوست نما تمیز داد. دوستان را به گاه سود و زیان// بتوان دید و آزمود توان از دوستهای خوبم ممنونم و باید بگم که همتون رو...
-
خرداد!
یکشنبه 2 خردادماه سال 1389 17:43
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 باز هم یک خرداد دیگه و باز هم گرمای خرداد و باز هم خرداد پر حادثه. دو خرداد، سه، چهارده و... خرداد و صدها خاطره. صدها اتفاق. .............. حالا هم که شده خرداد و صدها اتفاق بد و صدها دلنگرانی! خرداد، با همه بدی هاش، مبارک!
-
فرهاد کجایی?
چهارشنبه 29 اردیبهشتماه سال 1389 21:23
Farhad kojayi? cheghadr jaye khalie to dare azyatam mikone! che ghadr naboodaneto daram ehsas mikonam cheghdar be doosti mesle to ehtiaj daram hich vaght fekr nemikardam to ye hamchin shabi be vojoode to ehtiaj dashte basham be vojoode doosti mesle to! .......... koohsar maghbare shohada sedaye abdolbaset mobile...
-
سفر نزدیکه
سهشنبه 28 اردیبهشتماه سال 1389 17:38
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 امروز یک پرونده برای همیشه بسته شد. برای همیشه. این پرونده رو با موفقیت بستمش. خوشحالم از اینکه بالاخره بسته شد. اما ناراحتم چون.... ......... بدرود
-
بعضی وقتها٬ تنهای تنهام!
سهشنبه 28 اردیبهشتماه سال 1389 16:10
وقتی که ظهر یک روز تعطیل از شدت عصبانیت از خونه میزنی بیرون و بین خونه خودت و خونه پدری یک جایی توی چمنهای پارک دراز میکشی٬ یادت میاد که بغضی وقتها چقدر تنهایی! البته یعضی وقتها! توی چمنها و زیر نور آفتاب دو ساعت دراز کشیدن و خوبیدن با بوی چمن٬ بد هم نیستا!!!! ................. بدرود
-
من و مشکلات مردانه!
شنبه 25 اردیبهشتماه سال 1389 19:23
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 دوستی کامنت گذاشته بود که با من مشکل شخصی داره و میخواد حلش کنه، همین باعث شد که امروز عصر بشینم و یا خودم فکر کنم و کمی از این مشکلات مردونه رو مرور کنم و ببینم چه جوری میشه این مشکلات رو مردونه حل کرد. بعد از مدتها یک پروژه جدید رو استارت زدیم و به قول یکی از...
-
چشم درد
سهشنبه 21 اردیبهشتماه سال 1389 16:27
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 یعنی واقعا ما آدمها چی فکر میکنیم؟! ..... از چشم درد دارم میمیرم! چرا؟! نمیدونم! .........
-
کم کم یاد میگیری
شنبه 18 اردیبهشتماه سال 1389 18:50
کمکم تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را یاد خواهی گرفت اینکه عشق تکیهکردن نیست و رفاقت، اطمینان خاطر و یاد میگیری که بوسهها قرارداد نیستند و هدیهها، عهد و پیمان معنی نمیدهند . و شکستهایت را خواهی پذیرفت سرت را بالا خواهی گرفت با چشمهای باز با ظرافتی زنانه و نه اندوهی کودکانه و یاد میگیری...
-
برزمین خوردن بار سوم
چهارشنبه 15 اردیبهشتماه سال 1389 20:26
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 وقت دارید بخوانید..... داستان خیلی قشنگ...... مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. مرد لباسهایش را عوض کرد...
-
خاله بازی با یه شیوه جدید
چهارشنبه 15 اردیبهشتماه سال 1389 15:08
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 سلام به همه خیلی حرفها هست که دلم میخواد بزنم اما نمیتونم بگم. الان هم که حسابی خوابم میاد. چند روز بی خوابی و کم خوابی تو اون هفنه عجیب و البته تو این هفته هم داشتم که هنوز که هنوزه جبران نشده. اتفاقهای عجیب و غریب هم که تا دلتون بخواد فراوونه. آدمهایی که همشون رو...
-
هفته عجیب
شنبه 11 اردیبهشتماه سال 1389 19:32
واقعاْ هفته عجیبی بود. البته این روزها همهچیزش عجیبه اما این هفته گذشته دیگه نوبر بود! هر روز با ایک اتفاق برای یک دوست. دوستان اگه دوست دارین از اتقافات عجیب و متاسفانه بد در امان باشین دور و بر من نباشین که ... البته فکر میکنم که تلسم شکسته شد و دیگه این هفته هفته خوبی خواهد بود. البته اتفاقات خوب هم بود که بماند....