-
شکر
سهشنبه 4 اسفندماه سال 1388 19:05
خدایا شکرت. احساس کردم که الان باید بگم خدایا شکرت. برای بزرگیت. برای همه چیز. برای اینکه حواست هست. برای اینکه ...... هستی و ..... دوستت دارم
-
طناب!!!
یکشنبه 2 اسفندماه سال 1388 18:21
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 من طنابی هستم برای خیلی ها! اصولاً من فکر میکنم که طناب چیز خوبیه. بعضی ها ازش استفاده میکنن تا برن بالا. بعضی ها هم برای رفتن توی چاه. بعضی ها هم باهاش اعدام میکنند!! ولی از اون طنابهایی که روش لباس پهن میکنند نیستم! ولی خیلی وقتها هم طنابی هستم بین دو جهانی که از...
-
اسفند 88
شنبه 1 اسفندماه سال 1388 19:06
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 آخرین ماه سال هم از راه رسید. اسفند اومده ال بهمون بگه که سال 88 داره میره و کارش تمامه! سالها بود که سال به این بدی رو تجربه نکرده بودم. واقعاً امسال دیگه چرخ گردون برای من یکی سنگ تمام گذاشت! اینروزها هم میبینین که کمتر مینویسم. حقیقت اینه که اومدم اعتراف کنم که...
-
پرونده
دوشنبه 26 بهمنماه سال 1388 13:24
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 از در ورودی که وارد میشد همه بهش احترام میزاشتن. شیک پوش و خوش تیپ بود. محکم و استوار قدم بر میداشت. اون روز هم یک شلوار کرم با کت اسپزت قهوه ای به تن داشت. یک کیف قهوه ای که همیشه توش پرونده ها رو نگه میداشت هم دستش بود. مثل همیشه رفت سراغ اتاق رییس! منشی رییس...
-
گلهای قالی
یکشنبه 25 بهمنماه سال 1388 12:44
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 اگر تمامی ابرها ببارند گلهای قالی نخواهند شکفت و این قانون زیر پا ماندن است! امروز روز والنتیان یا روز عشقه! روز عشق و دوست داشتن و محبت و مهربونی و چه میدونم! همه چیز. اما برای گل قالی اگه هزار تا والنتاین بارونی هم بیاد و بره فرقی نداره! همه بی تفاوت پامون رو...
-
شاید برای آخرین بار....
چهارشنبه 21 بهمنماه سال 1388 18:22
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 ………………. باور کن تا حالا 3 بار ، یک صفحه کامل تایپ کردم و بعد پاک کردم همه رو! چرا؟! بیخیال! ………………….. فردا روز بزرگیه. اینو میدونم و مطمئنم. بارها و بارها برنامه هایی پیش اومد که یه جورایی منو از حماسه فردا دور کنه، باور کنید که چند بار خود هم شل شدم و تصمیم گرفتم...
-
گل بخ، فرهاد
سهشنبه 20 بهمنماه سال 1388 17:42
Every morning you greet me Small and white Clean and bright You look happy to meet me Blossom of snow may you bloom and grow Bloom and grow forever Edelweiss, Edelweiss Bless my homeland forever Blossom of snow may you bloom and grow Bloom and grow forever Edelweiss, Edelweiss Bless my homeland forever گل یخ گل یخ هر...
-
دیشب مهمون داشتیم!!
سهشنبه 20 بهمنماه سال 1388 17:05
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 امروز حالش اصلاً خوب نبود. فکر هم نمیکنم تا بعد از روز حادثه و شاید هم چند روز بعد از اون دیگه حالش جا بیاد. همچین شیرش رو محکم بسته اند که باید محکم مک بزنی تا شاید یک قطره ازش در بیاد! چیو میگم؟ خوب معلومه دیگه! اینترنت! امروز دیگه آخرش بود. البته هنوز هم که...
-
از هر دری سخنی...
یکشنبه 18 بهمنماه سال 1388 16:49
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 این نظر منه. بی دلیل نیست. یعنی هیچ کسی بی هدف و الکی سر راه یکی دیگه قرار نمیگیره. حتماً یک چیزی پشتش هست. حتماً هر کدوم از ما ها در زمانی خاص وظیفه ای خاص داریم که باید انجام بدیم. بعضی ها کمتر و بعضی ها هم بیشتر. من هم بارها و بارها در بازه های مختلف زمانی دیدم...
-
داستان ماشین.....
پنجشنبه 15 بهمنماه سال 1388 12:00
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 یکی بود یکی نبود. زیر گنبد کبود غیر از خدا خیلی چیزهای دیگه هم بود. یک ماشین کوچولوی ظریف بود، یک راننده دیوانه و یک تعمیرکار ماهر و ... ماشین خوب راه میرفت. خوش دست بود و فرز و تیز. خوش رکاب و خوش رنگ و راحت. هر کسی دوست داشت یک ماشین مثل این رو داشته باشه. راننده...
-
من خدارا میخواستم!
چهارشنبه 14 بهمنماه سال 1388 17:35
پاهایم سست است. کفشهایم لیز است و جاده لغزنده. اراده ام از پاهایم سست تر! فکرم مشوش و دلم متلاطم. راه طولانی و زمان اندک. آتش نیستی بر خرمن دلم شعله کشیده. حجم انبوه نفس که در گلویم چون سرطان جمع شده. آری سرطان! سرطان نفس! آهی که با فشارهای ماهیچه های سینه بیرون نمیرود! من کجا هستم؟! زندان! اینجا لایق هیچ نامی نیست جز...
-
صحنه غرور آفرین حضور ملیکا!!!!
سهشنبه 13 بهمنماه سال 1388 16:23
وقتی که آدم میبینه چطور ملیکا اینقدر غرور آفرین در سحنه حضور داره از خودش خجالت میکشه و شرمش میشه که بگه من یک ایرانی مسلمونم که ....
-
نمیزاره آروم باشم!!!
سهشنبه 13 بهمنماه سال 1388 09:11
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 تا حالا شده تصمیم بگیری که یک شب خاص داشته باشی و نزارن؟! تصمیم بگیری که با خودت و خدای خودت خلوت کنی و نزارن؟! بخوای یک تلسم رو بشکنی و نزارن؟! بخوای چیزی بخوای و از خدای خودت و خواسته رو براورده کنی و نزارن؟! اون هم بخاطر اینکه به همکارت پشت تلفن خیلی گرم گفتی...
-
سراب!
شنبه 10 بهمنماه سال 1388 19:03
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 اینروزها کمتر مینویسم. خوب فکر میکنم که بهترم که کمتر مینویسم. یا شاید هم ربطی نداره! شاید هم اصلاً بهتر نیستم و باز با یک قرض الکی کمی خودم رو آروم کردم و وقتی که بخوام بدون استفاده قرض رو با بهره اش پس بدم حالم بدتر میشه!! نگفتم؟ نه. فکر میکنم نگفتم. یعنی بهتر...
-
من چیکار کردم؟!!!
چهارشنبه 7 بهمنماه سال 1388 17:43
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 توی یک جلسه کاری نشستی و همه اعضای هیت مدیره برای یک موضوع پیش پا افتاده که از وضوحاته جلسه گرفتن و آخر هم به حداکثر رای نمیرسین! خوب کی باید حرف آخر رو بزنه؟! مدیر عامل. مدیر عامل هم که بنده باشم دیدم که حرف خودم درسته و تصمیم نهایی گرفته شد. اعضا رفتند و بنده هم...
-
بدون شرح!
سهشنبه 6 بهمنماه سال 1388 11:24
-
عریان اما حقیقی!
شنبه 3 بهمنماه سال 1388 13:18
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 تا حالا فکر کردین اگه لباس اختراع نشده بود و ما آدمها هم مثل بقیه جانداران بدون لباس بودیم دنیا چه جوری میشد؟! لباسی نبود و آرایشی نبود و همه چیز همونطور که هست دیده میشد. همونطور که هست و واقعی. فکر بد نکنین! دنبال این نیستم که بگم اگه همه لخت بودیم خوب بود! نه....
-
بهمن خونین جاویدان.
پنجشنبه 1 بهمنماه سال 1388 14:11
سفره دیماه هم با رکورد جدید بسته شد و بهمن خونین جاویدان!!! این هم که بدون شرحه! نمودار معروف یادایام!! تو خود حدیث چی؟؟؟؟!!!
-
درسی از زندگی
چهارشنبه 30 دیماه سال 1388 18:15
داشتم جمع میکردم راه بیفتم به سمت خونه، دیدم یکی از همسایه ها یک ایمیل زده که با اجازش میزارم اینجا. من که درس گرفتم! شما چطور؟! ------- یک روز صبح، چنگیزخان مغول و درباریانش برای شکار بیرون رفتند. همراهانش تیر و کمانشان را برداشتند و چنگیزخان شاهین محبوبش را روی ساعدش نشاند. شاهین از هر پیکانی دقیق تر و بهتر بود، چرا...
-
نشانه ها!
چهارشنبه 30 دیماه سال 1388 17:52
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 دیشب با دوستی در مورد حق طلاق برای خانمها صحبت میکردم. من میگفتم حق طلاق برای زن چیزه خوبیه. طبق قانون حق طلاق مال مرده اما خداییش رو بخوای حساب کنی خانمها هم باید حق طلاق داشته باشند. الان هم که مد شده و از 100 تا دختر بالای 90 تاشون حق طلاق میخوان و میگیرن....
-
باز هم سوال!
سهشنبه 29 دیماه سال 1388 11:13
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 بعنی الان از اون لحظاته که من احساس میکنم که ... اصلا بزار یه سوال بپرسم! موفقیت به بالا بودن مدرک تحصیلیه؟!! چه ربطی داشت؟! آهان، یادم رفت بگم! صبح داشتم یه سری به در و همسایه میزدم که دیدم گل آبی یک پست نوشته از دوران دبستان و تو صف وایسادن و ... یاد یکی از...
-
مغز نیست یک مخابرات متروکه!!
دوشنبه 28 دیماه سال 1388 19:05
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 دلم میخواست چیزی بنویسم. بهتر بگم، باید مینوشتم. اما نمیدونستم که چطور و از کجا شروع کنم. همینطور به صورت تصادفی سری به چند ماه گذشته زدم. از خرداد تا فروردین رو به سما عقب مروری کردم. چیزهایی یادم آمد و حسهایی که اون روزها داشتم. حسهایی که هنوز هم گاهی دارم و منو...
-
سفر اصفهان!
یکشنبه 27 دیماه سال 1388 16:41
از سفر اصفهان چیز زیادی ندارم که بگم جز اینکه: ۱- موقع رفتن پدر گرامی گفتند که من هم باهاتون میام. آمدند و با هم رفتیم ۲- به وزیر جنگ گفتم میرم خونه داییم و بعد از چند سال میخوام ببینمشون. با استقبال ایشون فهمیدم که بابا همش تعارفه!! جالب اینجاست که بابا میگفت اگه خونشون شلوغ نبود میموندیم!!! پیر زن خیلی تعارف کرد!!...
-
جای همه خالی (2)
جمعه 25 دیماه سال 1388 10:30
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 سلام سلام صدتا سلام به همه شماهایی که هنوز هم یادایام رو میخونین. دیشب جای همتون حسابی خالی بود. خوب گفته بودم که تولد یکی از همسایه ها بود و فرهاد هم از فرصت سوءاستفاده کرد و میتینگ دوم یادایام رو راه انداخت. توی میتینگ اول دو تا از خواننده ها رو که تاحالا ندیده...
-
کارم درسته!
چهارشنبه 23 دیماه سال 1388 18:27
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 خیلی وقته که از خودم نگفتم و خودم رو تحویل نگرفتم. فردا هم که میتینگ دوم یادایامی هاست. همچین میگم میتینگ انگار 200 نفر دارن جمع میشن! فوقش سه چهار نفر میخواهیم بخاطر همسایه دور هم جمع بشیم و ... راستش حالم گرفته بود اما دیدم که باید نشان بدم که من آدم خاصی هستم....
-
جون ما به لب رسید.
سهشنبه 22 دیماه سال 1388 17:15
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 قصه اینجا که رسید، جون ما به لب رسید! چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را برای این همه ناباور خیال پرست! تصور کن برای گناه نکرده مجازات بشی و بدون هیچ محاکمه ای برات حکم ببرن و بدون هیچ اعلامی و حق اعتراضی به اجرا بزارن و تقققققق!!! بهت شلیک کنند و ... اینجاست که میگی...
-
ترجمه آن پست دوست داشتنی توسط مبصر (پریسا)
دوشنبه 21 دیماه سال 1388 19:04
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 زندگی عادلانه نیست ، با این حال زیباست. وقتی شک دارید فقط یک قدم کوچک بردارید. زندگی کوتاه تر از آن است که وقتمان را صرف تنفر از دیگران کنیم. خودتان را خیلی جدی نگیرید ، دیگران هم اینکار را در مورد شما نمی کنند.. هر ماه کارت اعتباری خودرا پرداخت کنید. مجبور نیستید...
-
خوشا به حال کلاغان قیل وقال پرست
یکشنبه 20 دیماه سال 1388 18:23
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 در این زمانه ی بی های و هوی لال پرست خوشا به حال کلاغان قیل وقال پرست چگونه شرح دهم لحظه لحظه ی خود را برای این همه ناباور خیال پرست به شب نشینی خرچنگ های مردابی چگونه رقص کند ماهی زلال پرست رسیده ها چه غریب ورنجیده می افتند به پای هرزه علف های باغ کال پرست رسیده...
-
داستان نیمه تمام (قسمت آخر!!)
شنبه 19 دیماه سال 1388 22:38
(دیگه نقطه چین نمیزارم! هر وقت من احمق نقطه چین گذاشتم به من کوساله بگین نذار!!!) ------ بینایی: ماشین سوژه تو کوچه داره دیده میشه. گوشه سمت راست کوچه پارک شده و یک پزو 206 هم اون جلو پارک شده. قربان متاسفم اما… میشه گفت که همه اعضای هیئت کنترل با هم آه کشیدند و جو بدی بر کل سیستم بدن حاکم شد. گزارشهای بد از همه...
-
تولد همسایه.
شنبه 19 دیماه سال 1388 15:48
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 برای اونهایی که کامنتها رو نمیخونند و برای جلوگیری از هر گونه تهمت بی معرفتی و نامردی و این حرفها از حالا یک پست اختصاصی جدا میزارم برای میتینگ بعدی! بله. درست خوندید. میتینگ بعدی یادایامی ها که همانا جشن تولد همسایه خوبمون گلپر خانم گل گلاب میباشد. تولد ایشون سه...