-
مهدی بزرگه.
چهارشنبه 8 اردیبهشتماه سال 1389 19:05
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 گلپسر یه دوست داره که باهاش بازی میکنه به اسم مهدی که بهش میگه مهدی کوچیکه. البته نوه صاحب خونه ماست و اونها اصرار دارند که همه به این شازده 5 ساله بگن آقا مَهدی! (با فتحه خوانده شود) اما خداییش من خیلی لجم میگیره که به پسر فسقلی بگن آقا مهدی اون هم با فتحه! من که...
-
اصلاْ اما نداره...
پنجشنبه 2 اردیبهشتماه سال 1389 11:50
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 وقتی به چیزی گیر داده بشه دیگه گیر داده شده و اگه تا آخر عمرت هم جون بکنی تا یه جوری از اون گیر درش بیاری نتیجه ای نمیگیری. جمله بالا رو برای خودم گفتم و ربطی هم به چیزی یا کسی نداره. بعضی ها وفتی دیدشون نسبت به یک موضوع بدبینانه باشه و جوری ببینند قضیه رو هرکاری...
-
عجیب و غریب!
شنبه 28 فروردینماه سال 1389 17:55
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 روزهای عجیبیه. تا حالا فقط من عجیب بودم اما اینروزها همه عجیب شدند. هوا هم عجیبه. یهو باد میگیره و یهو آفتاب و چند دقیقه بعد هم بارونی و ... تو این روزهای عجیب رفتارهای عجیبی هم از آدمهای عجیب دیده میشه و کلاً همه مصداق عجیب و غریب شدند! اینروزها همش شاخ در میارم....
-
چوپان دروغگو!
پنجشنبه 26 فروردینماه سال 1389 14:54
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 روزی روزگاری پسرک چوپانی در ده ای زندگی می کرد. او هر روز صبح گوسفندان مردم دهات را از ده به تپه های سبز و خرم نزدیک ده می برد تا گوسفندها علف های تازه بخورند.او تقریبا تمام روز را تنها بود. یک روز حوصله او خیلی سر رفت . روز جمعه بود و او مجبور بود باز هم در کنار...
-
حکایت آن پادشاه که گوزیدن را ممنوع کرد!
پنجشنبه 26 فروردینماه سال 1389 12:46
در گذشته های دور پادشاهی بیگانه بر سرزمین مادری مسلط شد. او بد خواه و در عین حال زیرک بود. و وزیری داشت از خودش بسی بد خواه تر و زیرک تر. به او امر کرد که راهی بیاب تا بر روح و جان این مردمان مسلط شوم بدون آنکه بفهمند و اعتراضی بکنند. وزیر تفکری کرد و طوماری بنوشت و به جارچیان داد تا در سراسر شهرها و دیهات ها بخوانند....
-
ثواب و کباب!
چهارشنبه 25 فروردینماه سال 1389 14:11
تا حالا شده بیاین ثواب کنین و کباب بشین؟! اونجاست که باید پشت دست رو داغ کرد که دیگه.... بیخیخیل!!!!!!! ........
-
شریعتی
سهشنبه 24 فروردینماه سال 1389 16:28
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 بارالها برای همسایه ای که نان مرا ربود نان، برای دوستی که قلب مرا شکست مهربانی، برای آنکه روح مرا آزرد بخشایش، و برای خویشتن خویش آگاهی و عشق میطلبم. " دکتر علی شریعتی
-
سفری دیگر..
پنجشنبه 19 فروردینماه سال 1389 16:27
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 بعد از اینکه سال شد تنهایی مضاعف و بعد از کش مکشهای پیرو این سال میمون، حرفهای زیادی روی دلم مونده که دلم میخواد بگم و خودم رو رها کنم. دلم میخواد میتونستم مثل یک پرنده از بند رها شده باشم و پرواز کنم تو عمق تنهایی خودم. برم بالای کوههای بلند و سر به فلک کشیده...
-
تکراری اما...
چهارشنبه 18 فروردینماه سال 1389 13:58
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 مردی مشغول تمیز کردن ماشین نوی خود بود . ناگهان پسر 4 ساله اش سنگی برداشت و با آن جند خط روی ماشین کشید. مرد با عصبانیت دست پسر را گرفت و چندین بار به آن ضربه زد بدون اینکه متوجه باشد با آچار فرانسه ای که در دست داشت این کار را میکرد. در بیمارستان,پسرک به دلیل...
-
غروب دلگیر تنهایی
دوشنبه 16 فروردینماه سال 1389 19:11
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 توی یک غروب دلگیر تنهایی نشستی پشت میزت و به هم همه ماشینها که دارن میرن سمت خونه اشون و صدای بوقشون و صدای آژیرهای بعضی هاشون گوش میکنی و با خودت غرق تفکر که چرا تنهایی؟! چرا تنهایی رو داری تجربه میکنی تو روزهایی که میتونستی تنها نباشی. یادت میاد زمانی رو که آرزوی...
-
باز هم کابوس!
دوشنبه 16 فروردینماه سال 1389 11:43
دیشب باز هم کابوس دیدم. دزدی و آتشسوزی و .... باز خدا رو شکر که هم آتش رو خاموش کردم و هم ... کی میشه از دست این کابوسها راحت بشم؟!
-
دیوانه عجیب!
شنبه 14 فروردینماه سال 1389 16:38
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 نمیدونم چه احساسی بهتون دست میده وقتی یکی تو چشمهاتون نگاه کنه و دروغ بگه و شما بدونید که داره دروغ میگه اما نتونید ثابت کنید! چه احساسی بهتون دست میده وقتی ببینید که سرتون کلاه گذاشتند و بر اساس دروغ و ریا بهتون نزدیک شدند و شما هم فهمیدید، اما نمیتونین ثابت کنین!...
-
معلم
سهشنبه 10 فروردینماه سال 1389 15:03
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 راستش خیلی وقته که از ترس عمو ف ی ل ت ر باف و دار و دسته اش دیگه سیاسی نمینویسم و تو خودم و برای خودم مینویسم. اما اینروزها غم بدجوری گریبونم رو گرفته و بغض کهنه هی میزنه بالا. بعد از خنده های پست قبلی بد نیست که کمی هم غم بهتون تقدیم کنم. آره. اشک برای سوی چشمهای...
-
آلبوم جدید...
سهشنبه 10 فروردینماه سال 1389 11:36
نمیدونم چند تا از شماها بالاترین باز هستین. ببخشید واضح تر بگم سایت بالاترین رو چک میکنین. من معمولاْ روزی چند بار یک سری میزنم. یک لینک صبح تو بالاترین دیدم که نوشته بود: البوم جدید ابی به نام"ستاره های سربی تنظیم توست سیاوش قمیشی من دقیقا از روی همون لینک کپی کردم و غلط املاییش هم به من ربطی نداره! اینو گفتم که...
-
اولین روز کاری در سال تنهایی مضاعف!
یکشنبه 8 فروردینماه سال 1389 13:52
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 اولین روز رو به گندترین وجه ممکن شروع کردم. دو تا از شرکای محترم و محترمه رو از اتاقم انداختم بیرون و سرشون داد زدم. آنقدر بلند که گلوی خودم درد گرفته! در جواب یک خانم محترم که زل میزنه تو چشمهات و میگه چرا مثل بز نگاه میکنی کاری بهتر از این میشد کرد؟! جداً که بعضی...
-
سال 89 سال....
یکشنبه 8 فروردینماه سال 1389 11:46
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 مد شده که برای هر سال یک اسم میزارن و دیگه تا آخر سال همش میگن سال فلان سال بهمان! امسال هم که دیگه این وری ها یک اسم گذاشتند و اونوری ها هم یک اسم دیگه! پارسال که اصلاح الگوی مصرف بود و امسال هم تلاش مضاعف و به روایتی هم پافشاری و استقامت و خلاصه بازار اسم گزاری...
-
پست اول 89 = کابوس!
پنجشنبه 5 فروردینماه سال 1389 20:52
دیشب ده بار از خواب پریدم. چون کابوس میدیدم! صبح خواهرم و مادرم و البته همسرم میگفتند توی خواب با کسی دعوات شده بود. هر بار که از خواب میپریدم باز بعد از 1 ساعت یک کابوس دیگه و .... دوست نداشتم اولین پست سال جدید رو اینطور آغاز کنم اما... خدا رحم کنه! بدرود
-
مشهد.
شنبه 29 اسفندماه سال 1388 15:36
سلام دوستان. بالاخره رسیدیم مشهد. همینقدر بدونید که جنازه ماشین رو با تهدید رسوندم اینجا! تصادفی در کار نیست. اما گیربکس رو ترکوندم و قراره از تهران یک گیربکس دیگه بفرستند. نمیدونم کی هست که دلش راضی نیست من اینجا باشم اینقدر دارم اذیت میشم. تو این اوضاع بی پولی در عرض یک هفته دوبار پول گیربکس بدی خیلی زور داره!...
-
نوروز مبارک
چهارشنبه 26 اسفندماه سال 1388 14:04
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 نوروز ، اگرچه روز نو سال است ، روز کهنه قرنهاست . پیری فرتوت است که سالی یکبار جامهی جوانی میپوشاند ، تا بشکرانهی آنکه روزگاری چنین دراز بسر برده و با این همه دمسردی ِزمانه تاب آورده است ، چند روزی شادی کند . از این جاست که شکوه پیران و نشاطِ جوانان در اوست ....
-
چهارشنبه سوری
چهارشنبه 26 اسفندماه سال 1388 11:29
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 رفتی توی تخت تا بخوابی. خستگی یک روز بد رو با خودت بردی توی تخت تا با خواب شاید بتونی آرامش جسمی و روحی رو بدست بیاری. اما با وجود اون همه خستگی خوابی در کار نیست! حجوم انواع و اقسام افکار مختلف به ذهنت خواب رو از چشمت دور میکنه و تو میمونی و افکار! تو میمونی و...
-
آخرین سه شنبه ۸۸
سهشنبه 25 اسفندماه سال 1388 13:40
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 صبح از خونه زدم بیرون. توی کوچه بنبست ما تصادف شده!! یه خانومه دنده عقب زده به تاکسی که پارک بوده. ماشینش رو هم از جاش تکون نمیده که بقیه رد بشن. رفتم جلو و بهش گفتم خانم این کوچه بنبسته نمیشه که ما از کار و زندگی بیفتیم! شما ماشینت رو تکون بده و باز مثل اولش کن!...
-
دنیای وارونه دیوونه!
دوشنبه 24 اسفندماه سال 1388 15:24
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 راستش چند روزی بود و شاید هم هست که حالم خوب نیست. یک حس بد وجودم رو پر کرده. حس بدی که بواسطه دروغهایی هرچند کوچک که از دور و بریهام میبینم، بوجود اومده. ترکشهای این انفجار درونی هم به بیرون رسیده و موج اون داره باعث میشه که لحظه به لحظه اعتمادی رو که باید داشته...
-
تبر٬ درمان عفونت !
شنبه 22 اسفندماه سال 1388 18:46
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 دست چپش درد میکرد. چرک تمام وجود دست رو گرفته بود. اول از یک انگشت شروع شده بود. یک حشره موزی و سمی نوک انگشت رو گزیده بود. فکر میکرد خوب میشه. از سم حشره کل بند انگشت باد کرد و سیاه شد. میدونست که چاره ای جز قطع کردن اون بند انگشت نداره. اما همیشه به امید اینکه...
-
دردم از یار است و درمان نیز هم .......
شنبه 22 اسفندماه سال 1388 17:43
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 دردم از یار است و درمان نیز هم دل فدای او شد و جان نیز هم این که میگویند آن خوشتر ز حسن یار ما این دارد و آن نیز هم یاد باد آن کو به قصد خون ما عهد را بشکست و پیمان نیز هم دوستان در پرده میگویم سخن گفته خواهد شد به دستان نیز هم چون سر آمد دولت شبهای وصل بگذرد...
-
اینترنت هتل!
پنجشنبه 20 اسفندماه سال 1388 15:35
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 سرما خوردم و گلوم بد جور درد میکنه. اما یاد یک خاطره ای افتادم از همین سفر دبی اخیر که دیدم بد نیست تعریف کنم تا کمی لبخند بیاد رو لبهای شما عزیزان. تو این سفر من خودم رو بسته بودم به تخت تا ترک کنم. یعنی اینکه لپتاپ گرامی رو با خودم نبردم تا چند روزی از نت دور...
-
زن و مرد با هم برابرند.
دوشنبه 17 اسفندماه سال 1388 18:38
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 امروز 8 مارس روز جهانی زن بود. توی این غروب دلگیر داشتم با خودم کلنجار میرفتم که از این بی حوصلگی و ناراحتی امروز یه جوری خودم رو خلاص کنم که یاد امروز افتادم. یاد اینکه خیلی از خواننده های یادایام زن هستند و امروز روز آنهاست. راستی روز جهانی مرد کی هست؟! چرا زنها...
-
افتادگی آموز اگر طالب فیضی هرگز نخورد آب زمینی که بلند است
دوشنبه 17 اسفندماه سال 1388 14:46
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 چشمهات رو باز میکنی و اولین چیزی که میبینی یک قاب روی دیواره که خیلی ساده است. یک قاب قدیمی آلومینیومی طلایی رنگ که فکر میکنم مربوط به یکی از تقدیرنامه های دوران دبستان باشه که توش یک کاغذ سفید معمولیه که روش با خط خوش نوشته شده: افتادگی آموز اگر طالب فیضی هرگز...
-
دوستت دارم.
پنجشنبه 13 اسفندماه سال 1388 11:37
گلپسر دوستت دارم. دوستت دارم وقتی میگی بابایی من خیلی خوشحالم که برام لامبورگینی خریدی. دوستت دارم وقتی میپری تو بقلم و کنترل ماشینت رو میدی به دستم و میگی بابایی حالا نوبت توئه! دوستت دارم وقتی مامانت به من میگه حیوون آشغال عوضی بهش میگی حیوون تویی که همش دعوا میکنی!!!!!!!!!!!!!!! یعنی از صبح تا شب تو گوشت پر کنن که...
-
دوبی.
پنجشنبه 6 اسفندماه سال 1388 13:11
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 دوستان گرامی و خوانندگان محترم و محترمه یادایام. با اجازه بزرگترها و کوچکترها بنده به مدت چهار روز از شنبه نیستم و یک مسافرت کاری به مقصد دوبی تو برنامه دارم. انشالله که دیگه اینبار به خیر بگذره. التماس دعا. .................. بدرود. ...............
-
ماشینها و ...
چهارشنبه 5 اسفندماه سال 1388 19:33
Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 هر کسی از اتومبیلش برای یک مقصودی استفاده میکنه. یا بهتر بگم از ماشین خیلی استفاده های مختلفی افراد مختلف انجام میدن. یکی مثل من که هزارتا استفاده میکنه از ماشینش. اگه اون آقای بنز میدونست که اختراعش قراره اینهمه کاربرد داشته باشه حتماً در خواست یک جایزه ویژه...